نامه دختر کم توقع به همسر آینده اشموضوع مطلب:
مطالب خواندنی،
مطالب طنز،
کلمات کلیدی:
دختر ازدواج طنز،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 فروردین 1389 | توسط باران | نظرات()
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو نوشته شده بود: من کور هستم لطفا کمک کنید. روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت، نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آنروز، روز نامه نگار به آن محل برگشت، و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدم های او، خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته، بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد: امروز بهار است، ولی من نمی توانم آنرا ببینم !!!!! موضوع مطلب:
مطالب خواندنی،
کلمات کلیدی:
داستان زیبا،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 اسفند 1388 | توسط باران | نظرات()
![]() تابه حال به این فکر کرده اید که انداختن انگشتر در هر انگشت چه معنایی دارد؟ ما به شما می گوییم که هر انگشت نشانه چیست و چطور انداختن انگشتر در انگشتان مختلف تفاوت می کند. گاهی اوقات، علیرغم همه تلاشهایی که می کنیم، زندگی به مراد ما پیش نمی رود. این همان زمانی است که بعضی از آدم به سراغ فال و طالع بینی می روند تا به طریقی زندگیشان را رونق بدهند. کف بینی، فال اعداد، تاروت، و از این قبیل بعضی از راه هایی هستند که متخصصین این رشته ادعا دارند به وضعیت کنونی افراد کمک می کند. یک چیزی که خیلی برای من جالب بود انگشترهایی است که این متخصصین به افراد توصیه می کنند که بیندازند. این انگشترها وقتی با سنگ تولد هر کس ادغام شود در خیلی از جوانب زندگی هر فرد تعادل ایجاد می کند. اما آیا تا به حال این سوال برایتان پیش آمده که هر انگشت برای انداختن انگشتر چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا انداختن انگشتر در یک انگشت بخصوص نشان دهنده یک مفهوم عمیق است؟ پس اجازه بدهید نگاهی به مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر بیندازیم . مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر انگشت شست: نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. این انگشت با خودِ درونی فرد در ارتباط است. وقتی به شما گفته می شود که در انگشت شستتان انگشتری بیندازید، به دقت مراقب تغییراتی که در زندگیتان اتفاق می افتد باشید. این انگشتر قدرت اراده شما را تقویت خواهد کرد. انگشت اشاره: نشان دهنده قدرت، رهبری و جاه طلبی است. این انگشت نشان دهنده یک نوع قدرت خاص است. این مسئله به خصوص در قدیم الایام وقتی پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود انگشتر می انداختند بیشتر نمود دارد. درنتیجه، انداختن انگشتر در این انگشت به شما در این زمینه کمک می کند. انگشت وسط: نشان دهنده فردیت و هویت فرد است. این انگشت که در وسط قرار گرفته است نشاندهنده یک زندگی متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند زندگی متعادلتری داشته باشید. انگشت انگشتری انگشت چهارم :شماست. انگشت انگشتری دست چپ به قلب رابطه مستقیم دارد. به خاطر همین است که حلقه ازدواج در این انگشت انداخته می شود. این انگشت همچنین نشاندهنده احساسات و خلاقیت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک می کند در زندگی خود خوشبین تر باشید. انگشت کوچک: نشان دهنده همه چیز در روابط شماست. این انگشت نشاندهنده روابط ما با محیط بیرون می باشد و دقیقاً مخالف شست است که به خودِ درونی ما اشاره دارد. این انگشت نشاندهنده رفتار ما با دیگران است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند روابط خود را تقویت کنید، به خصوص درمورد ازدواج. به ارتقاء روابط کاری هم کمک می کند. انگشترها در میان سایر جواهرات اهمیت بیشتری دارند. قبل از اینکه تصمیم بگیرید هر انگشتری دستتان کنید، بهتر است با یک متخصص درمورد نوع جواهری که می خواهید دست کنید صحبت کنید. این انگشتر، چه یک انگشتر الماس یا انگشتر نامزدی یا عروسی یا هر انگشتر دیگری باشد، نمی توان زیبایی آنها را بعنوان جواهرهایی شیک نادیده گرفت. پس فقط به دلایل باورها و اعتقادات مذهبی نیست که خیلی ها انگشتر دست میکنند، این مسئله می تواند جنبه مدگرایی هم داشته باشد. دلیل آن مهم نیست، مهم این است که انداختن انگشتر به ارتقاء وضعیت ظاهر شما کمک می کند موضوع مطلب:
دانستنی ها،
مطالب خواندنی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 اسفند 1388 | توسط باران | نظرات()
هنگامی كه از ناپلئون پرسیدند كه آیا او ترجیح میدهد فرماندهان ارتش وی شجاع باشند یا زیرك، او پاسخ داد هیچكدام، من فرماندهان خوش شانس را ترجیح میدهم.
سوال اینجاست، چگونه شانس بیاوریم؟ در اینجا هفت عادتی را كه برای من عامل خوش شانسی بوده اند، با شما در میان میگذارم: 1. ماجراجو باشید اما سر دار و ندارتان شرط نبندید. تمام موفقیتهای من به خاطر روحیه ریسك پذیرم بوده است. من آسایش تحصیل در دانشگاه شهر خود را رها رده و برای تحصیل به خارج رفتم. بر سر موضوعی كه واقعا برایم اهمیت داشت در مقابل رئیسم ایستادم. از كار در شركت استعفا داده و كار خودم را به وجود آوردم. به فروشنده ای در مقابل وثیقه اندك پول قرض دادم و موارد بیشماری از این قبیل. اینها، كارهایی بودند كه بیشترین پاداش را به دنبال داشتند. اما، در تمام این موارد من میتوانستم از عهده پیامدهای شكست هم بربیایم. البته قرار هم نبود كه در صورت شكست به جزیره الب تبعید شوم، اما باید همه جوانب كار را سنجید. هرچند كه من همیشه هم نمینشینم و یك برنامه عریض و طویل بچینم، بیشتر اوقات تنها از حس درونی خود پیروی میكنم، اما در تمام شرایط، كاری را انجام میدهم كه بدانم میتوانم از پس شكست آن برآیم. 2. كار را با اعتماد به دیگران آغاز كنید: شما نمیتوانید تك و تنها به جای برسید و تنها با كمك دیگران میتوانید به اهداف خود دست یابید. این دیگران شامل دوستان، خانواده، همكاران، روئسا و كاركنان، فروشندگان و خریداران هستند. اگر شما ذاتا شكاك هستی د یا دوست دارید تمام كارها را به تنهایی انجام دهید، امكان اینكه بخت به شما رو كند بسیار كم خواهد بود. زیرا معمولا شانس توسط دیگران بر سر راه شما قرار میگیرد. 3. با مهره های قوی خود بازی كنید: نقاط قوت خود را بشناسید و آنها را به كار گیرید. نقاط ضعف خود را نیز بشناسید و از اینكه مجبور به استفاده از آنها شوید، اجتناب كنید. از وانمود كردن به قدرتهایی كه فاقد آن هستید خودداری كنید. شما میتوانید توان و قدرتمندی خود را افزایش داده و بر ضعفهای خود چیره شوید. اما قبل از هرچیز باید مهارتها، استعدادها، دانش و روابط خود را به خوبی بشناسید و در هر زمان كه میتوانید، از آنها استفاده كنید. این كار احتمال خوش شانس بودن را افزایش میدهد. 4. بیش از آنچه میگیرید، پس بدهید. اگر میخواهید افراد خوش شانس را به برنامه خود وارد كنید، آماده بخشش باشید. شما باید بدون چشمداشت، برای دیگران قدمی بردارید. جربیات من، همواره نشان داده اند كه این ضرب المثل قدیمی: "از هر دست بدهی، از همان دست میگیری" واقعیت دارد و مطمئن باشید كه آنچه را بخشیده اید، چه مالی و چه معنوی، در غیر منتظره ترین موقعیت به شما باز میگردد و گره از كارتان میگشاید. 5. متناسب و سلامت شوید و این حالت را حفظ كنید: نظور از تناسب و سلامت تنها از نظر فیزیكی نیست. منظور من بهداشت و سلامن جسمی، فكری و روانی است. صحیح غذا بخورید و فعال باشید. در هر سن و موقعیت به مطالعه و آموختن بپردازید. مثبت اندیش باشید. بدانید كه لزوما همواره همه چیز بر وفق مرادتان نیست. اما با اعتقاد بر امكان پذیر بودن موفقیت، حتی در موقعیتهای دشوار نیز پیروز خواهید شد. هرگز هنگام شب و زمانی كه خسته هستید، به مشكلات عمده و سخت نیاندیشید. سلامت و انرژی شانس به همراه خواهند داشت و قدرت مقابله با شكست را در اختیارتان میگذارند. 6. در برقرار كردن ارتباط و اطلاع رسانی مهارت یابید: شما باید بتوانید به خوبی به دیگران بگویید كه هستید و چه میخواهید. بر روی مهارتهای كلامی خود كار كنید. منظور من شیوه استفاده از كلمات، روش واضح سخن گفتن و نوشتن و بیان منظور با كلامی ساده اما قدرتمند است. اگر فرصت دارید، زبان دیگری نیز بیاموزید. دانستن چند زبان مختلف، شانس بسیاری برای من به همراه داشت و امكانات كاری فراوانی در اختیارم قرار داد. به یاد داشته باشید كه در دهكده جهانی، اهمیت زبان هرگز كم نخواهد شد. 7. در كار و صنعت واقعی خود گام بردارید: یك حسابدار میتواند به خوبی از برنامه های اقتصادی، جدولهای مختلف درآمد و سود و زیان و... مطلع باشد و كار خود را به خوبی انجام دهد، اما بعید است بتواند تغییر شغل داده و كفاش خوبی شود. هر راه اندازی، هر شركت و هر معامله ای بر مبنای یك صنعت یا برپایه رشته علمی یا تجربی خاصی بنا شده است. به سوگند بقراطی رشته مورد نظر خود وفادار باقی بمانید. در اینصورت دیگران متوجه میشوند كه شما واقعا در حرفه خود وارد و كارآمد هستید و بخت به شما رو خواهد كرد. با پرداختن به این عادات، به شانس فرصت بدهید به سراغتان بیاید. هر چه زودتر، بهتر. موضوع مطلب:
دانستنی ها،
مطالب خواندنی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 بهمن 1388 | توسط باران | نظرات()
6 دقیقه وقت دارید:
حتی اگر خرافاتی نباشید، توصیه های خوب و قدرتمندی لابه لای این خط ها وجود دارد. این متن توسط مؤسسهی آنتونی رابینز برای موفقیت شما فرستاده شده است و تا بحال 10 بار در سرتاسر جهان فرستاده شده است . 6 دقیقه همه ی کارهایتان را کنار بگذارید. این مساله کاملاً واقعیت دارد، حتی اگر خرافاتی، کافر یا بی ایمان نباشید. یک به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید . دو با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند . سه همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید. چهار وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد . پنج وقتی می گویید :متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید . شش قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید . هفت به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید . هشت هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند. نه عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید . ده در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید . یازده مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید . دوازده آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید . سیزده وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید :چرا می خواهی این را بدانی؟ چهارده به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند . پانزده وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید :عافیت باشد . شانزده وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید . هفده این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن. هجده اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند . نوزده وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید . بیست وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود . بیست و یک زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید . یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند موضوع مطلب:
مطالب خواندنی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 دی 1388 | توسط باران | نظرات()
![]() بر اساس یه تحقیق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند! چون اگه جوابهاشون مبنی بر حقیقت داده بشه شر به پا میشه!!… این ۵ سوال عبارتند از: ۱- به چی فکر می کنی؟… ۲- آیا دوستم داری؟… ۳- آیا من چاقم؟… ۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟… ۵- اگه من بمیرم تو چیکار می کنی؟ برای مثال: ۱- به چی فکر میکنی؟ جواب مورد نظر برای این سوال اینه: “عزیزم! از اینکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به این فکر میکردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتنی و متفکر و با شعور و زیبایی هستی و من چقدر خوشبختم که با تو زندگی می کنم.“… البته این جواب هیچ ربطی به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به یکی از موارد زیر فکر میکرده: الف) فوتبال ب) بسکتبال ج) چقدر تو چاقی! د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره! ه) اگه تو بمیری پول بیمه ات رو چطوری خرج کنم؟ یه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترین جواب رو به این سوال داده… اون گفته: “اگه می خواستم تو هم بدونی به جای فکر کردن، دربارهش حرف میزدم!“… ۲- آیا دوستم داری؟ جواب مورد نظر این سوال “بله“ است! و مردهایی که محتاطترند میتونن بگن: “بله عزیزم!“… و جوابهای اشتباه عبارتند از: الف) فکر کنم اینطور باشه! ب) اگه بگم بله، احساس بهتری پیدا میکنی؟ ج) بستگی داره که منظورت از دوست داشتن چی باشه! د) مگه مهمه؟! ه) کی؟… من؟! ۳- آیا من چاقم؟ واکنش صحیح و مردانه نسبت به این سوال اینه که با اعتماد به نفس و تاکید بگین “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنین!… جوابهای اشتباه اینها هستند: الف) نمیتونم بگم چاقی… اما لاغر هم نیستی! ب) نسبت به چه کسی؟! ج) یه کمی اضافه وزن بهت میاد! د) من چاقتر از تو هم دیدم! ه) ممکنه سوالت رو تکرار کنی؟ داشتم به بیمهات فکر میکردم! ۴- به نظر تو، اون دختره از من خوشگلتره؟ “اون دختره“ در اینجا میتونه یه دوست قبلی یا یه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردین و یا هنرپیشه یه فیلم باشه… در هر حال جواب درست اینه که: “نه! تو خوشگلتری!“… جوابهای غلط عبارتند از: الف) خوشگلتر که نه… اما به نحو دیگهای خوشگله! ب) نمیدونم اینجور موارد رو چطوری میسنجند! ج) بله! اما مطمئنم تو شخصیت بهتری داری! د) فقط از این بابت که اون جوونتر از توست! ه) ممکنه سوالت رو تکرار کنی؟ داشتم راجع به رژیم لاغریت فکر میکردم! ۵- اگه من بمیرم تو چیکار میکنی؟ جواب صحیح: “آه عزیزترینم! در حادثه اجتناب ناپذیر فقدان تو، زندگی برام متوقف میشه و ترجیح میدم خودمو زیر چرخ اولین کامیونی که رد میشه بندازم!“… این سوال، همونطور که توی گفتگوی زیر میبینین، ممکنه از سوالهای دیگه طوفانیتر باشه!… زن: عزیزم… اگه من بمیرم تو چیکار میکنی؟ مرد: عزیزم! چرا این سوالو میپرسی؟ این سوال منو نگران میکنه! زن: آیا دوباره ازدواج می کنی؟ مرد: البته که نه عزیزم! زن: مگه دوست نداری متاهل باشی؟ مرد: معلومه که دوست دارم! زن: پس چرا دوباره ازدواج نمیکنی؟ مرد: خیلی خب! ازدواج میکنم! زن (با لحن رنجیده): پس ازدواج میکنی؟ مرد: بله! زن (بعد از مدتی سکوت): آیا باهاش توی همین خونه زندگی میکنی؟ مرد: خب بله! فکر کنم همین کار رو بکنم! زن (با ناراحتی): بهش اجازه میدی لباسهای منو بپوشه؟ مرد: اگه اینطور بخواد خب بله! زن (با سردی): واقعا“؟ لابد عکسهای منو هم میکنی و عکسهای اونو به دیوار میزنی! مرد: بله! این کار به نظرم کار درستی میاد! زن (در حالی که این پا و اون پا می کنه): پس اینطور… حتما“ بهش اجازه میدی با چوب گلف من هم بازی کنه! مرد: البته که نه عزیزم! چون اون چپ دسته!!! نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 دی 1388 | توسط باران | نظرات()
ندگی کردن ، تلف کردن زمانی است که مدیون مرگ هستیم! *** میگویند خداوند فروشنده ی مرگ است! ولی گاهی اوقات آنرا خیلی گران میفروشد. *** زندگی کردن فراموشی مرگ و مرگ فراموشی زندگی است. *** من هرگز چیز فوق العاده ای ندیده ام زیرا همه چیز زندگی فوق العاده است. *** زندگی انسان در روی زمین تراژدی غمناکی است که با گریه آغاز و با گریه پایان میپذیرد. *** دنبا نه بود است نه نبود!بلکه نمود است. *** همه چیز راست و هیچ راست نیست! عالم سراسر از وهم و پنداریست که با تناقص و ابهام در آمیخته است. *** آنان که همه چیز دارند به جز تورا،به سخره میگیرند آنانی را که هیچ چیز ندارند جز تورا!
*** خداوند همه چیز را به یک کس نداده،خداوند همه چیز را به همه کس داده! *** هیچ کس جاودان نخواهد زیست،مردگان را بازگشتی نیست! برای خسته ترین رود هم فرجامی جز آغوش امن دریا نیست! *** در حدیث است که دوازده گونه جانورند که اول آدمی بوده! به سبب گناه هریک مسخ شدند آن گناه را می گوید چه بود؟ اما مردمان بزرگ نیز از همین ظاهر گرفته اند لاغیر! دریغ که همین فهم میکنند موضوع مطلب:
مطالب خواندنی،
نوشته شده در تاریخ شنبه 26 دی 1388 | توسط باران | نظرات()
اتل متل یه مورچه ................ قدم می زد تو کوچه اومد یه کفش ولگرد ............... پای اونو لگد کرد مورچه پا شکسته ............... راه نمی ره نشسته با برگی پاشو بسته ................. نمی تونه کار کنه دونه هارو بار کنه ................. تو لونه انبار کنه مورچه جونم تو ماهی............. عیب نداره سیاهی خوب بشه پات الهی ای مورچه ناز نازی -*-*-*-*-*-*-*- اتل متل توتوله این پسره سوسوله موهاش همیشه سیخه نگاش همیشه میخه چت میکنه همیشه بی مخ زدن؟نمیشه پول از خودش نداره باباش رو قال میذاره دی اند جیشو میپوشه میشینه بعد یه گوشه زنگ میزنه به دافش میبنده هی به نافش که من دوست میدارم تاج سرم میذارم صورت رو کردی میک آپ بیا بریم کافی شاپ تو کافی شاپ،می خنده همش خالی میبنده بهم میگن خدایی! چقدر بابا بلائی! همه رو من حریفم میذارم توی کیفم هزارتا داف فدامن منتظر یه نامن ولی تویی نگارم برات برنامه دارم اگه مشکل نداری میام به خواستگاری! موضوع مطلب:
مطالب طنز،
مطالب خواندنی،
کلمات کلیدی:
شعر طنز خنده دار،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 دی 1388 | توسط باران | نظرات()
یک حکایت قدیمی می گوید: اگر از یک مرد بپرسی ساعت چند است، او به ساعت مچی اش نگاه می کند و زمان را به شما می گوید، اما اگر از یک خانم همین سوال را بپرسی او شروع می کند به تعریف کردن از جواهر گران قیمتی که چند روز پیش در مغازه طلا فروشی دیده است. به عبارت دیگر شما از یک مرد مستقیما جواب خود را دریافت می کنید، اما در مورد یک خانم هیچگاه چنین اتفاقی روی نمی دهد. با این وجود بسیاری از اوقات از خانم ها می شنویم که "مردها اصلا طرز ارتباط برقرار کردن را بلد نیستند" ( معمولا این جمله را با برخوردی اهانت وار و لحنی طعنه آمیز بیان می کنند) در حالیکه آقایون به راحتی توانایی برقرای ارتباط مستقیم به همراه طرز برخورد مناسب و شایستگی کامل را دارند، یک خانم چگونه می تواند چنین تهمتی به او بزند؟ خوب کمی دقیق شوید، آنگاه متوجه خواهید شد که هیچ چیز جز یک تفکر زنانه در پشت آن وجود ندارد. منظور خانم ها از اینکه می گویند" آقایون نمی توانند ارتباط برقرار کنند" این است که " آقایون نمی توانند آنطور که خانم ها با یکدیگر رابطه دارند، ارتباط برقرار کنند" اما به نظر آقایون، خانم ها به هیچ وجه نمی توانند ارتباط برقرار کنند. اجازه دهید نگاهی داشته باشیم به این 4 "استراتژی" که خانم ها به هنگام برقراری ارتباط از آن استفاده می کنند و اینکه مردها باید چه کار کنند که حداقل ذره کوچکی از گفته های آنها را متوجه شوند. 1- خانم ها هیچ وقت منظور خود را با صراحت بیان نمی کنند خانم ها به جای اینکه مستقیما سوال خود را مطرح کنند و به سراغ اصل مطلب بروند( کاری که آقایون انجام می دهند) حواشی مبحث مورد نظر صحبت می کنند و از آقایون انتظار دارند که منظورشان را کشف کنند. برای آنها بیان غیر مستقیم افکار، یک نوع شیوه زندگی است. یک خانم تمام مدت حرف و حرف و حرف می زند و از آقا توقع دارد تا مثل یک مسابقه بیست سوالی همه چیز را حدس بزند. در این قسمت چند نمونه آورده شده است: وقتی خانم می گوید "تصمیم با خودت است" منظورش این است که "بهتره بدونی من چی می خوام و همین الان برام فراهم کنی" وقتی می گوید "برو و هر کاری که دوست داری را انجام بده" منظورش این است که "من اصلا با انجام این کار موافق نیستم، و اگر تو این کار را انجام دهی در آینده پشیمان خواهی شد." زمانی که می گوید "تا زمانی که یک مرد اخلاقش خوب باشد من به ظاهر او اهمیتی نمی دهم" منظور واقعی او این است که: "مشروط بر اینکه به اندازه کافی پول و موقعیت شغلی مناسب داشته باشد تا حس حسادت دوستانم برانگیخته شود." 2- خانم ها به جای حل مشکلات فقط در مورد آن حرف می زنند از آنجایی که خانم ها اهل عمل نیستند، اغلب اوقات به جای پیدا کردن راهی برای حل مشکلات فقط در مورد آنها صحبت می کنند (آنها برای حل مشکلاتشان به آقایون تکیه می کنند) و جالب تر این است که خانم ها اینگونه تصور می کنند که اگر بنشینند و در مورد مشکلات خود با هم حرف بزنند، مشکلاتشان به خودی خود حل خواهند شد. به جای اینکه تصمیم گیری نمایند، ترجیح می دهند موارد مختلف را فهرست بندی کنند، از هر کس و هر جایی مشورت می گیرند و هیچ گاه بر طبق نصایحی که به آنها داده می شود عمل نمی کنند. (در اغلب موارد نیز هیچ کدام از این کارها را انجام نمیدهند و فقط گله و شکایت می کنند.) زمانی که به جایی می رسند که حتما باید تصمیمی گرفته شود اصولا از آقایون کمک می گیرند. اگر آقا گزینه غلط را انتخاب کند (به این معنا که انتخاب او باب میل خانم نباشد) خانم اخم هایش در هم می رود، شروع می کند به قر زدن در این مورد که چرا آقا در مورد احساسات حقیقی غیر قابل بیانش، آگاهی نداشته است. اما در این حالت نیز به هیچ وجه دلیل اصلی اخم کردن ها و قر زدن هایش را بیان نمی کند. خانم ها این کار را برقراری ارتباط می نامند. 3- خانم ها با احساساتشان فکر می کنند به دلیل هورمون هایی که در بانوان ترشح می شود، الگوهای رفتاری و تصمیم گیری آنها فاصله زیادی با عقل و منطق دارد. انها عاشق این هستند که خود را به دست احساسات و عواطفشان بسپارند. به همین دلیل است که رفتارشان معمولا غیر منطقی، دمدمی و نامنظم است. آنها با استروژن خود فکر می کنند و حرف می زنند. آنها تا حد زیادی توانایی این را دارند که در آن واحد به دو مقوله کاملا مجزا فکر کنند به همین دلیل هم هست که هیچ گاه در مورد هیچ موضوعی به نتیجه نمی رسند. گاهی اوقات حرفی می زنند اما زمانی که نوبت به عمل می رسد دقیقا به عکس گفته خود عمل می کنند و از حرفهای دیگران آنطور که خودشان می خواهند برداشت می کنند و سریعا از آنها یک نتیجه گیری احساسی می کنند. برای مثال اگر یک آقا به یک خانم بگوید: "من از موهات خوشم می یاد" خانم در پاسخ می گوید: "منظورت اینه که قبلا خوشت نمی آمد؟ من دلتو زدم؟ نه؟ فکر می کنی زشتم؟ نمی خوای هیچ کس تو رو با من ببینه؟" خانم ها انتظار دارند آقایون ذهن خوانی کنند ( و اگر این کار را نکنند مجازات خواهند شد.) از هر خانمی که بپرسید به شما می گوید که مردها فقط تصور می کنند که همه چیز را در مورد ما "میدانند"، تصور می کنند که می دانند ما از نظر جنسی به چه چیز نیاز داریم، کجا می خواهیم برویم و چه کار می خواهیم بکنیم. اما از نظر خانم ها یک مرد واقعی کسی است که بدون اینکه خانم حرفی بزند، تمام موارد بالا را خودش بداند. به عبارت دیگر آقایون باید ذهن همسر خود را بخوانند. یک نمایشنامه قدیمی به نام دیک ون دیک از این قرار است: "راب" که سردبیر و مسئول دفتر بود عادت داشت پول شام "بادی" و "سالی" را حساب کند. یکی از شب ها همسرش "لورا" نیز به آنها می پیوندد و "راب" باز هم این دفعه هزینه شام را میپردازد. در راه برگشت به خانه "لورا" کاملا عبوس و عصبانی در سکوت کامل فرو رفته بود و از صحبت کردن امتناع می کرد. راب از او پرسید: " مشکل چیه؟" و او در جواب گفت" هیچ چی". بعد هم اخم هایش خیلی بیشتر شد. پس از اندکی راب مجددا شروع کرد: - لورا اگر مشکلی هست به من بگو" - نه گفتم که چیزی نیست. - اگر چیزی نیست پس چرا اینقدر ناراحتی؟ با کمی مکث لورا گفت - با این کارهایی که تو می کنی فکر نمی کنم بتونیم پسرمون "ریچی" رو به دانشگاه بفرستیم" در این جا بود که معلوم شد لورا با خودش نشسته فکر و خیال کرده و به آینده نگاهی انداخته و به این نتیجه رسیده که چون راب پول شام دو نفر دیگر را هم حساب کرده، پس توانایی جمع کردن پول برای ثبت نام فرزندشان در دانشگاه را ندارد. لورا از او انتظار داشت که این حس او را بدون پرسیدن "درک کند" و چون این اتفاق نیفتاد، او برای مدت ها راب را سرزنش می کرد. خانم ها این کار را برقراری ارتباط می نامند. شیوه های مختلف برقراری ارتباط به نظر می رسد که این اختلافات در شیوه های گفتگو و برقراری ارتباط به طور ذاتی در وجود خانم ها و آقایون نهاده شده است و نمی توان نسبت به آنها بی توجهی کرده و از زیرشان شانه خالی کرد. موضوع مطلب:
مطالب خواندنی،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 دی 1388 | توسط علیرضا | نظرات()
1) خود را بشناسید امروزه پیشنهاد سقراط كه در قر ن پنجم قبل از میلاد كه در آن متنی بر خودشناسی ارایه شد به قوت خود پا برجاست. اهداف احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با آرامش با آنها برخورد نمایید. خواه از طریق مطالعه , خواه از طریق اندیشیدن و تفكر, سعی منید بعضی راه های كه باعث شناخت شما از خودتان و اینكه چه چیزهایی شما را خوشحال میكند پیدا كنید. چنانچه به این توصیه عمل كنید , بهتر قادر به كنترل زندگی و مشكلات پیش روی خود خواهید بود. ۲) به خودتان ارزش بدهید و به خود اعتماد داشته باشید. ممكن است سخت به نظر برسد اما سعی كیند رفتارتان گویای این باشد كه از خودتان مواظبت میكنید. حتی اگر همیشه احساس عدم اطمینان میكنید , برخورد و رفتار مثبت را به دنیای اطراف هدیه دهید. برخورد مردم با شما متاثر از رفتار و پوشش شماست. بنابراین خود ارزشی و خود اعتمادی را به نمایش بگذارید تا احترام را برای شما به ارمغان آورد. ۳) بیش از حد توانتان كار نكنید همه ما با سخت كوشی , خواهان تامین امنیت و رفاه خانواده مان هستیم. اما مهم این است كه تعدل را در زندگی حفظ كنیم. معمولا آن چه از نظر مالی دنبال میكنیم با آن چه كه تحقق مییابد یكسان نیست. اگر برای شما تامین معاش مهمتر از صرف وقت با عزیزان یا لذت بردن از زندگی است, بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری است, بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری كنید. سعی كنید برقراری تعادل را از كسی كه بین زندگی شغلی و خانوادگی اش این توازن را ایجاد كرده بیاموزید یا اینكه با خانواده یا دوستانتان راج به تاثیرات شغلی تان بر روی آن ها صحبت كنید. ۴) از افراد منفی دوری كنید از ارتباط مسموم كه در شما احساس ناراحتی , عصبانیت یا نا امنی میكند اجتناب كنید. ممكن است سخت به نظر آید اما ارتباط خویش را باكسانی مه برای شما افسردگی به اركغان میآورند به حداقل برسانید, كسانی كه اكثرا محبتهای دریافتیرا بدون پاسخ میگذارند و یا كسانی كه دائما از شما انتقاد میكنند. صداقت سخنان چنین افرادی را مورد ارزیابی قرار دهید تا ببینید كه میزان حقایق موجود در سخنانشان تا چه حد بر اساس ارتباطی مثبت و خوش بینانه است. اگر كسانی شما را تحت فشار روانی قرار میدهند صریحا از آنها بخواهید شما را رها نمایند. ۵) مثبت فكر كنید سعی كنید از حداكثر توانایی هایتان استفاده كنید و به قدرت خویش اتكا كنید. علایق شخصی تان را با مطالعه و گذراندن كلاسها توسعه دهید. علایق جدید را امتحان كنید و شكست هایتان را به كار گیرید. همه ما بخشی از اوقاتمان را از دست داده ایم اما افراد موفق از شكست هایشان درس آموخته اند و مغلوب شكست شان نشده اند. اگر شما توانایی هایتان را به خوبی توسعه دهید و نقش مثبتی داشته باشید واقعا قادر به تغییر موقعیت های منفی به موقعیت های مثبت خواهید بود. ۶) ورزش ورزش ورزش یك رژیم غذایی مناسب و قدری فعالیت بدنی روزانه , اعم از اینكه پیاده روی آرام باشد یا كار بیرون, فشار و اضطراب را تخفیف میدهد و روحیه را شاداب نگه میدارد. ورزش و تمرینات بدنی, افراد را از احساس برتری طلبی رهایی و توانایی های سركوب شده ذهن را ترقی میدهد. همین امر منجر به جلوگیری از افسردگی میشود. برای اشخاص متفاوت ورزشهای مناسب آنها وجود دارد تمرینات كششی و یوگا برای تخفیف فشار بسیار مناسبند. بعضی تمرینات نی تواند به رفع عصبانیت كمك كنند. البته ورزش بیرون از منزل فواید مضاعفی دارد, نور آفتاب در بهبود روحیه و تخفیف افسردگی كمك موثری محسوب میشود. ۷ ) بخشی از اوقاتتان را تنها بگذارید. لذت از جمع دوستان و تنهایی دو بخش از زندگی اند كه برای تقویت روحیه بسیار مهم اند.. برای معنا بخشیدن و ایجاد شور در زندگی به دیگران كاملا مشروط به وجود دیگران باشد. علاوه بر گذراندن ۲۰ دقیقه در حمام , گوش دادن به موسیقی یا خروج از منزل به قصد لذت بردن از طبیعت , زمانی برای لذت بردن از تنهایی خویش صرف كنید. چنانچه این امر را سخت یافتید ممكن است با توسل به اجتماع از مشاركت در موضوعات مهم دوری كنید. ۸) به دیگران كمك كنید و اجازه دهید دیگران به شما كمك كنند. وقتی مشكلاتتان طاقت فرسا به نظر میرسد نشان دهید كه كمك دیگران میتواند اضطراب و دلواپسی شما را بر طرف كند, بنابر این مشكلاتتان را كاملا در منظر دیگران قرار دهید. كمك بلا عوض در مسائل اجتماعی یا كمك به دوستان نیز میتواند به سود شما تمام شود. اگر در مقابل كمكی كخ دریافت كرده اید به همان میزان به دیگران مساعدت نمایید دامنه مناسبی از دوستان و اقوامی را بسط داده اید كه شریك اوقات خوش شمایند و مدد كاران زمان تنگی و سختی تان. ۹) ارتباط و مراودات با روشی روشن و در عین حال همراه با آرامش و متانت , احساساتتان را به خانواده , دوستان و مدرسه تان بیان كنید و با دقت كامل به جواب آن ها گوش فرا دهید. هرگز خود را تحت فشاری كه ناشی از عدم بیان احساساتتان است قرار ندهید. چرا كه این فشار , انفجار ناگهانی در پی خواهد داشت و دیگران بدون كوشش و ت شمارا خواهند شناخت. عصبانیتی را كه باعث پریشانی و دانستن نقاط ضعف شما میشود كنترل كنید. هرگز اجازه ندهید دیگران ذهن شما را بخوانند. ۱۰) موقع احتیاج , كمك بطلبید افرادی را پیدا كنید كه هنگام مشكلات بتوانند با آنها مشورت كنید .چنانچه پس از مشورت با دوستانتان و خانواده , مشكلاتتتان همچنان طاقت فرسا جلوه مینماید و احساس عدم آرامش میكنید , با مشاورینی صحبت كنید كه خواهان كمك و یاری به شمایند. اگر احساس عدم امنیت , نگرانی یا ناراحتی و پریشانی میكنید فورا از یك مشاور متخصص كمك بطلبید موضوع مطلب:
مطالب خواندنی،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 دی 1388 | توسط علیرضا | نظرات()
|
||